گاه بر کتابی با جلد زرکوبش
گاه بر نسخه های بیماران
بعضی و قت به شکل اعداد قیمت چیزی می شویم
نام سیبی مثلن
در رنگهای بسیار بر نئون بر دیوار
شعار انقلابی
بیانیه ی کمونیستی در اعلامیه های شبانه
فحش فاشیست
در عر عر هیتلر
در کیمیای ترکیب:نام فیدل چگوارا
در قرمز نام عظیم و بی برکت ایست
بر برگه های جریمه در حکم به تعزیر
و در صفحه ی بعد نام جعلی آزادی
بر بازوی معرکه گیران میدانی(به یاد مادر)
نام دانشگاهیم گاه در شبی کوی
لاتین بر پیراهن ترک
نام لذیذ مک دونالد پلی استیشن ۳
و دست خطی زیبا غزلی از حافظ
بر کارت تبریکی که عشق را معصومانه نوشته زیر نام کسی
بر پاکت های سیگار (نام زیبای وینستون)
در هیروگلیف کمون
در ایسم ها
بر کنسرو های مارکس
......
خوانده می شویم نوشته می شویم
بعضی بلند بعضی کوتاه
بعضی سیاه بعضی سفید
بعضی اما حذف به قرینه ی لفظی
اجبارا یکی مان گم می شود به علت تشدید
و گاه به خاطر غلطی املایی عده ای می میرند
عده ای به جای سین صاد می شوند که حرام زاده اند
عده ای یک شکل و چند معنی اند
.....
نوشته می شویم خیلی مان
خوانده ؟ نه
و شهیدانی به شکل بریل
بی خون بی جنازه (روح اند)
......
همه از یک مادرند نام ها واژه ها حرفها
پیر مادری پیر
زائوی آبستن پشت زا
الفبا
....
مرا دوتا زائید مادر
یکیم بر جلد ((بوف کور))
یکیم بر تابلوی سینما
((طعم گیلاس))
دل خوشی اش این بود:
هر صبح صبحانه را بر دارد و کنار پدر بنشیند
ظهر که از مدرسه باز می گردد
دستمالی خیس عرق از پیشانی پدر پاک کند
لکه ها و غبار و دوده ها را از عینکش بردارد
قدش به بالای پدر نمی رسید
دستانش را می بوسید
چند بار چار پایه گذاشت و پیشانی پدرش را ...
عید که می شد
لباس نو تن پدر می کرد و
توی دلش دعا می خواند و
آرام می گفت:
خدا تو را برای ما حفظ کند
خدا سایه تو را از ما نگیرد
عصرها با مادرش همراه پدر در پیاده رو قدم می زنند
از مغازه با نام پدر خرید می کنند (نسیه ها را)
رضایت نامه ها را
کار نامه ی تحصیلش را
کاغذ را بر می دارد از انگشتان پدر امضاء می گیرد
.....
دیشب خواب می دید
پدرش شهید شده است
صبح از شهرداری نامه ای می رسد که:
به دلیل قرار گرفتن منزل شما در طرح تعریض خیابان
دو متر (یعنی اندازه قد پدر) دیوار باید عقب کشیده شود
....
دخترک فریاد می زند
پدر عقب نشینی نکرد که شهید شد
.....
دیوار کوتاه سایه نمی اندازد بر خانه
بی صبحانه به مدرسه می رود
و جفت پوتین پدر را که از آوار بیرون آورده است
عصرها واکس می زند.